مقدمه
ستایش از آن الله پروردگار جهانیان است و درود و سلام بر پیامبر ما محمد و بر همهٔ آل و اصحاب ایشان باد. اما بعد:
این کتاب چکیدهای است در موضوع آداب طالب علم و روشهای تحصیل آن؛ این را در پاسخ به درخواست و رغبت برخی از برادرانی نوشتم که دربارهٔ برنامه و روش پیشنهادی در باب طلب علم پرسیده بودند. بنده در ابتدا به دلیلی آشکار، یعنی فراوانی کتابها و نوشتههای قدیم و جدید در این باب، تمایلی نداشتم در این زمینه چیزی بنویسم.
سپس در کتابهای مشهور و متداول بازنگری کردم و دیدم غالباً از این مشکلات خالی نیستند:
یا اینکه کتابی سودمند بود، ولی اسلوب سختی داشت و نیازمند شرح بود.
یا اینکه کتاب آسانی بود، ولی به دلیل حجم زیاد، برای مبتدی دشوار میشد.
یا اینکه دربرگیرندهٔ آداب بود، ولی از برنامه و روش طلب علم خالی بود.
یا اینکه روش علمآموزی را مطرح کرده، ولی خالی از آداب طالب علم بود.
یا اینکه روش و آداب طالب علم را ذکر کرده، اما فهرستی برای مطالعه معرفی نکرده بود.
سپس در نوشتن کتابی که دربردارندهٔ همهٔ فواید و محاسن باشد، از خداوند متعال طلب خیر و هدایت کردم؛ پس آن را کتابی مختصر قرار دادم که شامل آداب و روش طلب علم، همراه با فهرست پیشنهادی برای مطالعه باشد.
ساختار آن نیز به شرح زیر است:
فصل اول: فضیلت علم شرعی.
فصل دوم: آداب طالب علم.
فصل سوم: روش علمآموزی.
فصل چهارم: موانع تحصیل علم.
فصل پنجم: مجموعهای از موضوعات و مسائل گوناگون.
خاتمه: سفارش به مطالعهٔ مجموعهای از کتابها.
توفیق، برکت و قبولی تنها از جانب خداوند متعال است، والحمدلله رب العالمین.
فصل اول: فضیلت علم شرعی
پیامبر ﷺ میفرمایند:
«ملائکه بهخاطر خشنودی از آنچه طالب علم انجام میدهد، بالهای خود را برای او میگسترانند.» (به روایت أبو داود)
علم شرعی دارای فضایل و مزایای فراوانی است و این از جنبههای مختلفی قابل مشاهده است:
جنبهٔ شرعی:
نصوص فراوانی در قرآن و سنت در مدح علم و علما وارد شده و به آموختن علم تشویق نموده است. باید بدانیم که تمام نصوص واردشده در وحی پیرامون مدح و ستایش علم، منظور از آن تنها علم شرعی است نه علوم دیگر.
از جمله: {يَرْفَعِ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنكُمْ وَالَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ دَرَجَاتٍ} [مجادله: ۱۱] (الله کسانی از شما را که ایمان آوردهاند و کسانی را که دانش به آنان عطا شده، به درجاتی [بلند] بالا میبرد).
خداوند متعال در این آیه خبر داده که درجات اهل ایمان و علما را چندین مرتبه بلند میگرداند؛ و مشخص نکرده که این رفعت درجه کجاست، بلکه عام است و بلندمرتبگی در دنیا و آخرت را در بر میگیرد.
مالک بن انس رحمهالله میگوید: از زید بن اسلم شنیدم که در مورد این آیه {نَرْفَعُ دَرَجَاتٍ مَّن نَّشَاءُ} (درجات هرکه را بخواهیم بلند میگردانیم) میگفت: «به وسیلهٔ علم، خداوند هر کسی را بخواهد در دنیا بلندمرتبه میسازد.».[1]
{قُلْ هَلْ يَسْتَوِي الَّذِينَ يَعْلَمُونَ وَالَّذِينَ لَا يَعْلَمُونَ} [زمر: ۹] (بگو: آیا کسانی که میدانند و کسانی که نمیدانند یکسانند؟!).
یعنی: عالم و نادان برابر نیستند، بلکه میان آن دو، چه در دنیا و چه در آخرت، تفاوتهای بزرگی وجود دارد.
این آیه بهشدت مرا تشویق کرد تا به سوی طلب علم بروم؛ زیرا زمانی که خواستم به علم روی آورم، شخصی قصد داشت مرا منصرف کند و گفت: تو را به علم شرعی چه کار؟ مسیری سخت و طولانی خواهد بود؛ برو کسب و کاری دستوپا کن و ازدواج کن.
از این سخنان اثر پذیرفتم و مرا در شک و تردید انداخت، تا اینکه این آیه را دیدم که بر دیواری نوشته شده بود؛ پس خداوند سینهام را برای فراگیری علم شرعی گشود.
خداوند متعال میفرماید: {أُولَـٰئِكَ هُمْ خَيْرُ الْبَرِيَّةِ} [بینه: ۷] (آنانند که بهترینِ آفریدگانند).
«البریة» یعنی مخلوقات؛ امام ابن جماعه میگوید: علما بهترین مخلوقات هستند.[2]
خداوند متعال میفرماید: {شَهِدَ اللَّهُ أَنَّهُ لَا إِلَـٰهَ إِلَّا هُوَ وَالْمَلَائِكَةُ وَأُولُو الْعِلْمِ} [آل عمران: ۱۸] (الله گواهی میدهد که معبودی [بهحق] جز او نیست؛ و ملائکه و صاحبان علم نیز [بر این حقیقت گواهند]).
بزرگترین نوع شهادت، گواهی دادن به توحید و یگانگی خداوند است. قطعاً خود الله متعال، و از میان مخلوقاتش فرشتگان و اهل علم نیز به این حقیقت شهادت دادهاند. اگر گروه دیگری والاتر از این دو قشر وجود میداشت، بیگمان خداوند نام آنها را ذکر میکرد؛ این آیه دلالت دارد که فرشتگان و علما (که پیامبران را نیز در بر میگیرد) بزرگترین و والاترین آفریدگان خداوند هستند.
اما فضایل علم شرعی از جنبهٔ سنت و احادیث واردشده:
پیامبر ﷺ میفرمایند: «مَنْ يُرِدِ اللَّهُ بِهِ خَيْرًا يُفَقِّهْهُ فِي الدِّينِ.» (رواه البخاری)
(الله متعال برای هر کس ارادهٔ خیر داشته باشد، او را در دین دانا و فقیه میگرداند).
معنای «یُفَقِّههُ» یعنی: به او فهم دین عطا میکند؛ زیرا فقه در لغت به معنای فهم است. منظور این است که از نشانههای ارادهٔ خیرِ خداوند متعال در حق بندهاش، این است که او را در مسیر طلب علم توفیق میدهد، و از این حدیث چنین برداشت میشود که خداوند هر کسی را که ارادهٔ خیری دربارهاش نداشته باشد، از پیمودن مسیر علوم شرعی محروم میسازد.
همچنین این سخن پیامبر ﷺ که میفرمایند: «إِنَّ الْعُلَمَاءَ وَرَثَةُ الْأَنْبِيَاءِ، إِنَّ الْأَنْبِيَاءَ لَمْ يُوَرِّثُوا دِينَارًا وَلَا دِرْهَمًا، بَلْ وَرَّثُوا الْعِلْمَ، فَمَنْ أَخَذَهُ؛ أَخَذَ بِحَظٍّ وَافِرٍ.»
(همانا علما وارثان پیامبران هستند؛ پیامبران نه دیناری به ارث گذاشتند و نه درهمی، بلکه علم را به ارث نهادند. پس هر کس آن را برگیرد، بهرهای فراوان برده است).
امام ابن حبان این حدیث را در صحیح خود نقل کرده و گفته است:
«این حدیث بهروشنی بیان میکند علمایی که این فضایل یادشده شامل حالشان میشود، کسانی هستند که علم پیامبر ﷺ را میآموزند نه سایر علوم را؛ مگر نمیبینید که در حدیث آمده: «علما وارثان پیامبرانند»، و انبیا نیز جز علم چیزی به ارث نگذاشتند، و علم پیامبر همان سنت ایشان است؟ پس هر کس نسبت به سنت ایشان شناخت و آگاهی نداشته باشد، وارث پیامبران به شمار نمیآید».
ارث پیامبر، مال و طلا و نقره و هیچیک از علوم دنیوی نیست، بلکه تنها علم شرعی است؛ پس ای طالب علم! هنگامی که مشغول طلب و یادگیری این علم هستی، چنانچه جزو علما قرار بگیری، به اذن الهی یکی از وارثان پیامبران خواهی بود.
ابن جماعه رحمهالله میگوید: «برای تو همین رتبه، مایهٔ مجد و فخر، و همین مرتبه، سبب شرف و بزرگی است؛ زیرا هیچ جایگاهی برتر از نبوت نیست، پس هیچ شرافتی نیز والاتر از شرافتِ وارث آن جایگاه وجود ندارد».[3]
پیامبر ﷺ میفرمایند: «مَنْ سَلَكَ طَرِيقاً يَلْتَمِسُ فِيهِ عِلْماً سَهَّلَ اللَّهُ لَهُ بِهِ طَرِيقاً إِلَى الجَنَّةِ». (رواه مسلم)
(هر کس راهی را برای فراگیری علم بپیماید، خداوند به سبب آن، راهی به سوی بهشت را برایش آسان میسازد).
علما گفتهاند راهی که طالب علم برای کسب دانش طی میکند، بر دو نوع است:
- راه حسی: مسیری حقیقی که طالب علم با گامهای خود از خانه به سوی مثلا مسجد [یا مجلس درس استاد] میپیماید.
- راه معنوی: هر وسیلهای که طالب علم برای دستیابی به دانش از آن بهره میبرد؛ مانند مطالعه و... امید دارم که شنیدن درسهای صوتی نیز از این دست به شمار آید؛ فضل و بخشش پروردگار بسیار فراخ است.
سخنان سلف در باب فضیلت علم بسیار است:
علی بن ابیطالب رضی الله عنه میفرماید:
«در شرافت علم همین بس که هر کس شایستگیاش را ندارد، مدعی آن میشود و اگر او را اهل علم بخوانند شادمان میگردد؛ و در نکوهش نادانی همین بس که انسان نادان، خود را از آن پیراسته میداند».[4]
این سخنی ژرف است که واقعیت روزگار ما بر آن مهر تأیید میزند و از شگفتیهای درون آدمی به شمار میرود. همچنین این کلام، برهانی روشن بر شرافت دانش و بلندای جایگاه آن است.
سفیان ثوری رحمهالله میگوید:
«در این گیتی به هیچکس مرتبهای والاتر از نبوت بخشیده نشده است، و پس از نبوت نیز چیزی برتر از علم و فقه وجود ندارد». پرسیده شد: این فضیلت از آنِ کیست؟ گفت: «ویژهٔ همهٔ فقها».[5]
نکته[6]:
تمام نصوص واردشده در ستایش علم و علما، ویژهٔ عالمانی است که به دانستهٔ خود عمل میکنند؛ نه عالمان دنیاطلب و درباری که دین را ابزار تجارت کردهاند، و نه آنان که مقصودشان تنها فزونی پیروان و شاگردان است، یا دستیابی به نام و نان و جایگاه را میجویند. پناه بر خدا، این گروه نخستین کسانی هستند که آتش دوزخ با آنان برافروخته میشود. الله ما و شما را از آتش دوزخ در امان دارد.
پیامبر ﷺ در همین زمینه فرمودهاند: «هر کس علم را برای آن بیاموزد که بر علما فخرفروشی کند، یا با کمخردان به مراء[7] برخیزد، یا نگاه مردم را به سوی خود بکشاند، خداوند او را وارد آتش دوزخ میگرداند». (رواه الترمذی)
اهمیت علم از جنبهٔ روحی و تربیتی:
علم شرعی تأثیری شگرف بر روان آدمی بر جای مینهد؛ گزاف نیست اگر بگویم طلب علم، بهویژه علمی که با عمل همراه باشد، درمانی سودمند برای برخی دردهای درونی چون اندوه و افسردگی است. چه بسیار علمایی را دیدهام که در زندگی خویش شادکام زیستهاند و به خود و دیگران سود رساندهاند؛ زیرا علم، نهال شکیبایی، گامبهگام پیشرفتن، حسن ظن و امید را در جانت مینشاند، چنانکه تو را برای آرمانهای والا پرورش میدهد و از فرومایگی بازمیدارد.
امام ابن حزم اندلسی رحمهالله در گذشته به تأثیر علم بر نفس آدمی اشاره کرده و میگوید:
«اگر یگانه بهرهٔ علم و انس با آن این باشد که آدمی را از وسوسههای آزاردهنده و آرزوهای بیحاصلی که جز اندوه نمیآورند دور سازد، و روانش را از افکار رنجآور رهایی بخشد، همین خود بزرگترین انگیزه برای روی آوردن به علم شرعی است».[8]
علم شرعی، اوقات فراغت را با اموری پرفایده و نیک پر میکند و مجالی باقی نمیگذارد تا به لغزشهای گذشته بیندیشی یا دلنگران آینده باشی؛ زیرا این دو، از بنیادینترین ریشههای غم و آشفتگی رواناند.
سالم القحطانی | ترجمه: اسامه ملکی
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
[1] ابن عبدالبر، جامع بیان العلم وفضله.
[2] تذکرة السامع والمتکلم.
[3] التذکرة (۳۸).
[4] نووی این اثر را در «المجموع» نقل کرده است.
[5] ابن جماعة در التذکرة.
[6] ابن جماعة در التذکرة به این نکته اشاره کرده است.
[7] مِراء: جدال. مالک میگوید: «مراء دل را سخت میکند و کینه پدید میآورد» به روایت ابن عبداالبر در «الجامع».
[8] الأخلاق والسیر (۸۷).